یه منهای یک زیر یه رادیکال ... خیلی خوشگله نه ؟ دوسش دارم. بهش میگن تعریف نشده.
هنوزم دلم میخواد آمیب بودم . ولی فکر کنم اگه آمیب بودم حتما عاشق زرافه‌ها میشدم . 

 
دوستی آش دهن‌سوزی نیست !
مرده از زنده همیشه هر آن ٬
در جهان بیشتر است ...

نظرات 9 + ارسال نظر
افروز پنج‌شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 09:25 ب.ظ http://adelafrooz.blogfa.com

×××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×××××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
×××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
××من اپم?????حتـــــــــــما بیا
بدددددددددددددددددددددددو بیا.منتظرم.

مهران پنج‌شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 09:33 ب.ظ

چرا اینقد دیر آپ میکنی
خیلی دوست دارام بلاگتو
شما بی نظیر مینویسید

محمد رضا جمعه 15 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:38 ب.ظ

نخواب ای حسرت سفره گل گندم

نباش تو دالونای قصه سردر گم

نخواب رو بالش پرهای پروانه

که فریاد تو رو کم دارن این مردم !

لا لا لا لا دیگه بسه گله لاله

بهار سرخ امسال مثل هر ساله

هنوزم تیرو ترکش قلب و میشناسه

هنوز شب زیر سرب و چکمه می ناله

نخواب آروم گل بی خار و بی کینه

نمی بینی نشسته گوله تو سینه

آخه بارون که نیس ، رگبار باروته

سزای عاشقهای خوب ما اینه ؟

نترس از گوله ی دشمن گل لادن

که پوست شیره پوست سرزمین من

اجاق گرم سرمای شب سنگر

دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

نخواب آروم گل بادوم ناباور

گل دلنازک خسته ، گل پرپر

نگو باد ولایت پرپرت کرده

دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر

دوباره قد بکش تا اوج فواره

نگو این ابر بی بارون نمی ذاره

مث یار دلاور نشکن از دشمن

ببین سر میشکنه تا وقتی سر داره

نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم

نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم

کتابای سفیدو دوره می کردیم

که فکر شبکلاهی از نمد باشیم

نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب

نگو کو تا دوباره بپریم از خواب

بخون با من نترس از گوله ی دشمن

بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب

نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره

نگو تقدیر ما صد تا گره داره

به پیغام کلاغای سیاه شک کن

که شب جز تیرگی چیزی نمیاره

نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره

نخواب وقتی که خون از شب سرازیره

بخون وقتی که خوندن معصیت داره

بخون با من ، بیا با من ، نگو دیره

سکوت شیشه های شب غمی داره

ولی خشم تو مشت محکمی داره

عزیز جمعه های عشق و آزادی

کلاغ پر بازی با تو عالمی داره

man or women دوشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 01:24 ق.ظ

سلام ایمیلم داری Love.or.chess@gmail.com اگر دوست داری add کن من رو یا به این آدرس ایمیل رو ارسال کن .

دلم خیلی گرفته. هر وقت دلت گرفت یادی از من بکن.
منتظرم

man or women دوشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 03:10 ب.ظ http://loveorchess.blogfa.com/

اگه تو هم دوست داشتی به من بپیوند .
ممنون میشم .

mymy شنبه 3 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 09:36 ق.ظ

سلام ماری جان خوبی؟
داشتم مطالبت رو میخوندم.
جالب بود. خیلی ساده نوشته شده اما حس داره.
خودم رو معرفی نکردم راستی.
شناختی؟
اسمم اول ایمیلم هست.
راستی آمیب چی میشد؟آشناست آما یادم نمییاد.

عسل شنبه 1 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 02:06 ب.ظ http://WWW.TARANEHAYE-DELTANGI.BLOGSKY.COM

سلام
دوست قدیمی
منو یادت میاد
اپمممممممم
بهم سر بزن

۷۶۳ چهارشنبه 5 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 08:58 ب.ظ

سلام

سلام علیکم و این حرفا...

مهدی حاجیانی سه‌شنبه 14 دی‌ماه سال 1389 ساعت 01:11 ق.ظ http://armageddon.blogsky

عنوان بلاگت مجبورم کرد که سری به بلاگ بزنم
پست جالبی بود
مخصوصا شعری که نوشتی و مخصوصا خط اول شعر

اما بگذریم

دریا در من

با این عبارت بی شک هر کسی کمی ترانه خوانده باشد به یاد شهیار خواهد افتاد
شهیار خوب ِ خوب ِ خوب

ای قدیمی مثل یک اهنگ دور
ای تو لالایی پر از خواب دیار

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد